|
* مجموعه موسیقی ۱۲ اثر سینمایی ساخته کارن همایونفر از سوی موسسه آواخورشید منتشر میشود . این مجموعه حاوی دو لوح فشرده شامل موسیقی آثار سینمایی «جرم»، «زادبوم»، «شب واقعه»، «خاک آشنا»، «یکی از ما دو نفر»، «مرگ کسب و کار من است»، «سوت پایان»، «از دور دست»، «اسب حیوان نجیبی است»، «قصه پریا» و «گزارش یک جشن» است . کارن همایونفر پیشتر در سال ۱۳۸۷ از جشن خانه سینما برای ساخت موسیقی فیلم خاک آشنا تندیس بهترین موسیقی فیلم را دریافت کرد . همچنین وی در سال ۱۳۸۷ برای موسیقی فیلم زادبوم به کارگردانی ابوالحسن داودی و در سال ۱۳۸۹ برای موسیقی فیلم جرم به کارگردانی مسعود کیمیایی از جشنواره بینالمللی فیلم فجر موفق به کسب سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن فیلم شد . این آلبوم، نخستین اثر مستقل منتشر شده از این آهنگساز در ایران است که در روزهای اخیر برای اخذ مجوز نشر در اختیار دفتر موسیقی وزارت ارشاد اسلامی قرار گرفته و قرار است همزمان با ماه دوم اکران فیلم جرم که از هفته پیش اکران شده، در بازار موسیقی منتشر شود . یاد آور می شود «آوا خورشید» موسسه نشر موسیقی وابسته به مرکز موسیقی بتهوون است .
* بریتانیا از سفرهای توریستی گردشگران به هدف شرکت در جشنوارههای موسیقیاش سود بالایی را بهدست میآورد. ۷.۷ میلیون توریستی که با هدف شرکت در فستیوال ها و کنسرت های موسیقی به کشور بریتانیا سفر می کنند، سالانه دست کم ۸۶۴ میلیون پاوند برابر با ۱٫۴ میلیارد دلار عاید اقتصاد ملی این کشور می کنند.طبق گزارش موسسه موسیقی انگلستان که موسسه ای متشکل از گروهی از ترانه سرایان و مدیران و شرکت های ضبط و اجرای موسیقی درلندن است ، اجرای موسیقی زنده و فعالیت انواع گروه های موسیقی دربرگزاری کنسرت در انگلستان به تنهایی عامل جذب بیش از ۷٫۷ میلیون توریست است که مجموعا ۱٫۴ میلیارد پاوند طی مدت سفر خود خرج می کنند. این گروه با انتشار این گزارش تاکید کرده است که این کشور نیازمند تعیین و تمرکز بر استراتژی های ویژه ای در زمینه توریسم موسیقی است.طبق همین گزارش ضمن تاکید بر نقش صنایع خلاق در جذب و رشد محرک های رشد اقتصادی برارتقا و تقویت موسیقی در مناطق مختلف کشور و تعیین تشکیلاتی برای ارتقا و حمایت از اجرای موسیقی زنده در کشور توصیه شده است.موسسه موسیقی بریتانیا طبق محاسبات انجام شده از سوی موسسه موسیقی بریتانیا نزدیک به ۱۹٫۷۰۰ شغل تمام وقت متکی به توریسم موسیقی و فعالیت های وابسته به آن هستند.فرگال شارکی» مدیر اجرایی موسسه یاد شده می گوید:«هنر موسیقی سهم بسیار مهمی در ارتقای توریسم بریتانیا دارد و از این طریق محرک رشد خوبی در اقتصاد است زیرا هزاران شغل را درمناطق مختلف سراسر کشور و ارتقای سطح کیفی زندگی ما تداوم می بخشد.»طبق همین بررسی ها دولت ضمن توجه به نکات یاد شده باید نگرانی های موجود برسر سیستم صدور ویزا برای هنرمندان خارجی و نیز اعمال مقررات معین جهت برخی معافیت های کوچک مالیاتی را مورد توجه قرار دهد.
* رضا مهدوی مدیرکل مرکز موسیقی حوزه هنری درباره ظرفیتهای موسیقی در تهاجم فرهنگی اظهار کرد: موسیقی نسبت به دیگر هنرها چنین قابلیتی ندارد. ما آماری درباره آسیب موسیقی به جوانان و رفتار آنان نداریم. تا به حال نشنیدهایم که کسی با گوش دادن به غیر از موسیقیهای سنتی و مثلا موسیقی متال، دچار افسردگی شود یا خودکشی کند. وی با رد وجود مقولهای به نام «موسیقی زیرزمینی» ادامه داد: چند سال پیش در یکی از روزنامهها آمده بود که «جوان نینواز قاتل شد». آیا باید همه نیها جمعآوری و نینوازی ممنوع شود؟ بنابراین باید گفت که موسیقی نمیتواند تهاجم ایجاد کند. موسیقی هنری فطری، مجرد و جاری در فضا است و نمیتواند هم زیرزمین برود. جوانهای بااستعدادی که امکانات برای ارائه هنرشان ندارند و کسی از آنها به هیچ شکل حمایت نمیکند اصطلاحا مجبور هستند در زیرزمین خانههایشان کار کنند. مهدوی افزود: گاهی برخی از آثار این هنرمندان همراه با کلام نامربوط ارائه میشود که هیچ ربطی به موسیقی ندارد. بنابراین باید جلوی ابتذال کلام شاعران و ترانهسرایان را بگیریم. آهنگی که در یک فیلم همراه با تصاویر مبتذل ارائه شود ممکن است بر بیننده تاثیر بد بگذارد اما موسیقی به تنهایی اثر منفی بر شنوندهاش نخواهد گذاشت و اصولا بحث تصویر و سینما شاکله مجزایی از فن موسیقی دارد. مدیرکل مرکز موسیقی حوزه هنری با اشاره به جوانانی که موقعیتی برای ابراز وجود ندارند و مجبور به مهاجرت میشوند، گفت: متاسفانه ما شتر گم کردهایم و به دنبال افسار آن میگردیم. موسیقی بیپایه را آدمهایی ارائه میکنند که پول کلان میگیرند تا روی صحنه بیایند. آنگاه شعر غلط هم میخوانند و صدا و سازشان فالش است. اما جوانها وقتی جایی برای فعالیت سالم ندارند، مدیریتها به آنها انگ میزنند. موسیقی ما امروز همچون فوتبال و سینما ناخواسته یک مافیا در خود به وجود آورده است که عدهای، همواره تیتر روزنامهها هستند و با ارائه آثار تکراری، حمایتها و توجهها را به سمت خود جلب کردهاند. در نتیجه مشاهده میکنیم که هنر موسیقی ما رشد اقتصادی و مفهومی نکرده است و لنگان لنگان به حرکت بطئی خود ادامه میدهد و طبیعی است که در این صورت نمیتوانیم چشمانداز و بلندپروازیهای غرورآفرینی در آینده داشتهایم.
* گروه موسیقی راک «پرل جم» بهمناسبت بیستمین سالگرد تاسیس خود، مستندی را با نام Pearl Jam Twenty منتشر میکند . این فیلم مستند مجموعهای از ویدیوهای تاکنون دیده نشده از اجراهای زنده، پشتصحنهها و مصاحبههای این گروه موسیقی آلترنیتیو راک است . «کامرون کرو» فیلمساز برندهی اسکار و ژورنالیست موسیقی که از دوستان نزدیک گروه پرلجم نیز هست، گویندگی متن این فیلم مستند را برعهده داشته است . این فیلم در ماه سپتامبر ۲۰۱۱ در کلیهی شهرهای بزرگ دنیا بهروی پرده میرود و در تئاترها نیز به نمایش درمیآید. همچنین شبکهی پیبیاس آمریکا در روز جمعه ۲۱ اکتبر در ساعت ۹ عصر فیلم «پرلجم، بیستسالگی» را در برنامهی «آمریکن مسترز» پخش خواهد کرد . این فیلم مستند نشان میدهد که چگونه اعضای گروه تصمیم به تاسیس پرلجم گرفتند و راه خود را بهسوی ستاره شدن در موسیقی راک دههی نود ادامه دادند . «ادی ودر» موزیسین آمریکایی خوانندهی اصلی گروه پرلجم است که بهخاطر صدای زیبا و شیوهی خواندنش شهرت دارد. او با همکاری «نصرت فاتح علیخان» موسیقیدان افسانهای پاکستان، ساندتراک فیلم «راه رفتن مرد مرده» را در سالهای پایانی دههی نود اجرا کرد . گفتنی است موسیقی متن و نسخهی دیویدی این فیلم نیز از سوی کلمبیارکوردز و سونی در زمانی بعد از پخش جهانی فیلم به بازار خواهد آمد .
* کنسرت گروه موسیقی «پردیس» به سرپرستی حمید متبسم و با خوانندگی «سالار عقیلی» از تاریخ ۳۰ تیرماه تا دوم مردادماه در جشنواره «تیرگان» در دو شهر تورنتو و مونترال کانادا برگزار میشود . حمید متبسم آهنگساز، نوازندهی تار و سرپرست گروه موسیقی «پردیس» در توضیح کم و کیف برگزاری این کنسرت به مهر گفت : «پردیس» از تازهترین گروههای موسیقی ایرانی و اروپایی است که فعالیتهای خود را به طور گسترده آغاز کرده و قرار است مجموعه قطعاتی را بر اساس فرم ارکستر کوچک ملی که شامل سازهای زهی موسیقی کلاسیک، فلوت ، کلارینت، ابوا و سازهای مضرابی و کوبه ای ایرانی است اجرا کند و قطعات کنسرت این گروه با خوانندگی «سالار عقیلی» و براساس اشعار مولانا، سیاوش کسرایی و رضا متبسم اجرا میشود، همچنین در این ارکستر تنها ۵ ساز ایرانی وجود دارد بنابراین نوازندگان سازهای موسیقی کلاسیک از کانادا انتخاب شده اند چراکه نوازندگان سازهای غربی را می توان در شهرها و مناطق مختلف جهان یافت . متبسم، آهنگساز آلبوم موسیقی «به نام گلسرخ» در به برگزاری کنسرتی از مجموع قطعات این آلبوم با همراهی گروه «دستان» اشاره کرد و گفت : طبق برنامه ریزی انجام شده کنسرت «به نام گلسرخ» با آواز سالار عقیلی قرار است از تاریخ ۱۹ تا ۲۶ خردادماه در تالار وحدت برگزار شود. همچنین قرار است پس از اجرای این کنسرت آلبوم «سیمرغ» در فرمت DVD با آواز همایون شجریان منتشر شود . یادآور میشود پروژهی موسیقایی سیمرغ به آهنگسازی حمید متبسم، رهبری محمدرضا درویشی و با آواز همایون شجریان سال گذشته در تهران و شهرستانها بهروی صحنه رفته بود .
* براساس مهر شش هزار ساله ای که در منطقه چغامیش واقع در 40 کیلومتری جنوب شرقی دزفول در استان خوزستان به دست آمده است، سازمان ملل متحد قدیمی ترین ارکستر جهان را به نام ایران ثبت کرده است. این مهر، منقوش به گروهی است که در حال استفاده از انواع سازهای زهی و کوبه ای هستند و یک نفر نیز در حال خواندن است و حتی دانشگاه هاروارد نیز در ابتدای ورود دانشجویان به این دانشگاه هدایایی مزّن به این مهر را به آنان می دهد.یکی دیگر از افتخاراتی که به نام ایران ثبت شده تشکیل نخستین هنرستان موسیقی در حدود یکهزار سال پیش به دست یک ایرانی به نام ‘علی بن حسن نافع’ معروف به ‘زریاب کبیر’ است.زریاب کبیر در حدود یکهزار سال قبل از ایران مهاجرت کرد و نخستین هنرستان موسیقی با فرم امروزی را بنیان نهاد و حتی با استفاده از تراشه های چوب در ابعاد مختلف و قرار دادن آن بین دندانهای هنرجویان به آنان آموزش سلفژ می داده است.
* اهالی موسیقی چند ماهی ست که متاسفانه شاهد درگیری قلمی میان یغما گلرویی و روزبه بمانی در نشریه «نسیم هراز» بودند. این جوابیه دادن ها از نقدی آغاز شد که گلرویی بر ترانه های بمانی در آلبوم «دنیای این روزای من» نوشت و بمانی به تندی به آن پاسخ داد و جوابی تندتر از گلرویی گرفت و ماجرا ادامه پیدا کرد. از آنجایی که نشریه «نسیم هراز» توقیف شده و این نامه نگاری ها نیمه کاره مانده یغما گلرویی جوابیه ای به آخرین یادداشت بمانی داد. برای کسانی که این یادداشت ها را دنبال نکرده بودنداین جوابیه را در سایت قرار می دهیم به امید برقراری دوستی دوباره میان این دو ترانه سرای خوب کشورمان.اول شما، دوم خدا! آقای بمانی!جناب آقای روزبه بمانی، یا بهزاد بمانی، یا امیر شجره و یا هر اسمی که این روزها دارید!اینجانب یغماگلرویی بدینوسیله از محضر جنابعالی بابت تمام حقایقی که به شما نسبت دادم طلب عفو و بخشش میکنم. من واقعا نمیدانستم شما تا این حد با دوستانتان دوستید. نمیدانستم ماجرای همکاری رایگانتان با خوانندگان غربتنشین بخشی از یک پروژهی بزرگِ پشتِ پرده است که دوستانتان آن را اداره میکنند. همان دوستانی که چند سال قبل همین پیشنهاد را به من دادند و نپذیرفتم چون بلد نیستم رعیتِ دار و دستهای باشم اما شما بلد بودید. شما واقعا در این کسب، حرفهای هستید و آنقدر دوستانتان دوستتتان دارند که به سراغ من بیایند و بگویند از باز کردن این موضوع در مطبوعات دست بردارم و اگر برندارم به جایی میفرستندم که عرب نِی انداخت. باور کنید من نمیخواهم به جایی بروم که عرب نِی انداخت. این یادداشت هم واپسین یادداشتم در این زمینه خواهد بود چون شما گفتید دیگر پاسخی نخواهید داد و صد البته همه میدانیم این مظلومنمایی هم از جواب نداشتنتان دربارهی تمام آن موارد غلط و تاثیرپذیری و غیره آب میخورد ولی من در همین یادداشت آخرهم سعی میکنم چیزهایی که میخواستم بنویسم را ننویسم چون از دوستانتان که دشمن منند میترسم.قصد داشتم در جواب یادداشت متاخرتان ازتان بپرسم که من کجای نوشتهام شما را تاثیرگذارترین ترانهسرای دههی اخیر دانسته بودم؟ به شخصه چنین جملهای را در آن یادداشت خود ـ که خوشبختانه در همین نشریه منتشر شده و باید احتمالا هنوز در دکهها هم موجود باشد - ندیدم! در یادداشتم درباره جنابعالی نوشته بودم «میتواند به یکی از معتبرترین چهرههای این دهه بدل شود» و «میتواند» و «بدل شود» در این جمله خبر از اتفاقی میدهد که هنوز نیفتاده و قطعیتی در افتادنش نیست. شاید اگر کمتر مفت کار کند و ناخنک به آثار این و آن بزند این اتفاق خجسته رخ بدهد.میخواستم از دروغ بودن اصرار زیاد من از شما بابت حضور در جلسه رونمایی کتابم و امضا دادن ـ که اصلن ماجرای امضا گرفتن مربوط به سه سال قبل از روز رونمایی کتاب بود ـ بنویسم اما دیدم آن دروغها هم دیگر تعجبم را برنمیانگیزد چون به دروغهای شما هم مانند دروغهای آن جنابی که چشمهایی شبیه شما دارند عادت کردهام. میخواستم بنویسم از مفت بودن آلبوم بعدی شما از آنجا باخبر شدم که خواننده همان آلبوم در گفتگوی چند ماه پیشش با من گفت «من که به این بچه مچهها پول نمیدم» و منظور از «بچه مچه» در جملهی ایشان شما بودید. (نشان به آن نشان که خواننده به شما گفته مبلغ هنگفتی در سرزمین شیطان بزرگ بدهکار است و پولی بابت تهیه آلبوم ندارد!) میخواستم بنویسم متاسفم از اینکه... (ادامه در آرشیو)
آرشـیو اخـبار ...
|